تبلیغات
Depressive Doom Metal - Avinar -True Silent Dying
I Found, everything I want, in DoOm Metal

Avinar -True Silent Dying


Avinar یه گروه بلک متال پر از درد و غم ایرانیه که سال 1999 تو یکی از خونه های جنوب تهران توسط حمید تشکیل شد. Avinar یه کلمه ی قدیمیه پارسی که میشه "آتش عشق مرده". اون موقع ها تو ایران کمتر کسی از بلک چیزی میدونست، ولی خب عاشق های متال همه جا هستند، هر جایی که فکرشو بکنی، هر وقتی که فکرشو بکنی.
این لیریک رو داداش بارزام ازم خواستن که براشون ترجمه کنم، امیدوارم که ترجمم خوب باشه
:)


Avinar -True Silent Dying



دانلود

دانلود


True Silent Dying
مرگ آروم واقعی




The falling all of nature and grim burning skies of dark 
تمام طبیعت نابود شد و همه جا را آسمان ترسناک و سوزان تاریکی فرا گرفت

and then rising of the darkness in my kingdom from the night 
و بعد از آن در پادشاهی من، تاریکی از دل شب سر برآورد

misanthropic holy sadness makes the unholy tears of dreams 
اندوه مقدس انسان گریزی، اشک های کفرآمیز رویاها را در می آورد

makes the mountains as the stone and the forests as a tree 
کوهستان را همانند سنگ و جنگل ها را مثل یک درخت به زیر می کشد

true ruinous storms are come in the landscapes of the dark 
طوفان های ویرانگر سرزمین های تاریکی را در مینوردند

painful dying of the owls I hear it out from the dark 
و از میان تاریکی، صدای مرگ دردناک جغدها را میشنوم

the sky is burning gray and the stars are darken away 
آسمان تاریک میشود و ستارگان خاموش می گردد

disintegrate moon on sky has the last shining but gray 
ماه متلاشی میشود و آخرین مهتاب خود را می تاباند، مهتابی خاکستری رنگ

the tired tearing voices, many cages lost the keys 
صدای خسته ی نابودی، قفس هایی که کلیدشان گم شده

prisoners in the prisons, and the prisons are their creeds 
انسان هایی که در بندند و زندان عقیده ی آنهاست

oh, the morbid castles and cathedrals are the elder ruins like selves 
آه، قلعه ها و کلیساهای بزرگ و وحشتناک، خرابه هایی بزرگتر از خود شده اند

I feel here is so cold, colder than the colds of flames 
حس میکنم اینجا سرد گشته، سردتر از سرمای شعله های آتش

wrathful storms desolates trees from the forests to the deeps 
طوفان های وحشتناک درختان را از جنگل به اعماق تاریکی می برند

the deeper and the deeper than the deeps of abyssic griefs 
عمیق تر و عمیق تر، حتی عمیق تر از عمق درد و رنج

the graveyard's stones of tombs are flying on the air 
سنگ قبرها در آسمان پرواز می کنند

empty graves, even the coffins, is this pure ? is this the end ? 
حتی قبرها و تابوت های خالی، آیا این واقعیت دارد؟ آیا این پایان است؟

all the funerals are here, here is no tears from a heart 
همه ی عزاداری ها اینجا هستند، اینجا اشکی از قلبی نمی ریزه

here is nature, here is forest, here is flames, and here is dark 
اینجا طبیعته، اینجا جنگلِ، اینجا آتیشِ، اینجا تاریکیِ

true reasons of the living on this earth are where to find ? 
کجا میشود دلیل اصلی زندگی کردن روی این زمین را پیدا کرد؟

no one needs the world after death and the living in this side 
هیچ کسی به دنیای بعد از مرگ و زندگی در اینجا نیازی نداره

who is god ? who is satan ? what is reason of the life ? 
خدا کیست؟ شیطان کیست؟ دلیل زندگی چیست؟

where is hell ? where is heaven ? where is where the soul can fly ? 
جهنم کجاست؟ بهشت کجاست؟ کجاست آنجایی که روح می تواند آزاد باشد؟

who is Ihs ? who is phrophet ? who can change the brain of mine ? 
  ( IHS سه حرف اول مسیح به زبان یونانی میشود )
مسیح کیست؟ پیامبر کیست؟ چه کسی میتواند نظر من را عوض کند؟

what is religion ? what is life ? what is promise ? what is die ? 
مذهب چیست؟ زندگی چیست؟ عهد و پیمان چیست؟ مرگ چیست؟

in this coldest darkest corner of the true dark imperials 
در این سردترین گوشه ی تاریکترین پادشاهی واقعیِ تاریکی

I'm sitting on my black robe and I'm tearing with the pride 
روی شنل بلند و سیاهم نشسته ام و با غرور گریه می کنم

ah, I see a funeral, the funeral of the brains 
آه، من یک عزاداری می بینم، عزاداریِ مغزها

but no one feels this dying, true silent dying of my brain
اما هیچ کس این کشتار را حس نمی کند، مرگ ساکت و راستین مغز من




>> | نظر