تبلیغات
Depressive Doom Metal - Forest Of Shadows - Departure
I Found, everything I want, in DoOm Metal

Forest Of Shadows - Departure


چند وقتیه که هیچ آهنگی دیگه به دلم نمیشینه ، دیروز کل آهنگامو زیر و رو کردم تا یه آهنگ خوب برا وبلاگ پیدا کنم، اما هیچی پیدا نکردم. اما دلم می خواد که بعد چند وفت یه چی بزارم تو وبلاگ. برا همون تصمیم گرفتم این آهنگ رو بزارم. خوب این آهنگ برام مقدسه ... چرا؟
این اولین آهنگ متال، یا بهتر بگم دووم متالیه که شنیدم. پارسال بود، یکی از همکلاسیام یه پوشه از آهنگایی که دوس داشت و بم داد. سامان، خودش راک رو ترجیح میده (یعنی من که متال می زارم می خواد بکشتم :) . تو اون پوشه کلی آهنگ خوب بود که من خیلی گوش دادمشون، اما بعد یه مدت احساس کردم که هی می رم و این آهنگ رو 2 باره و 3باره پلی می کنم. اون وقت بود که فهمیدم من چقد عاشق این سبکم. دووم متال، سبک دوس داشتنی خودم. فرداش رفتم فول آلبوم این بند رو دانلودیدم. همه آهنگاشون خدا بود. اونا رو به اشکان هم دادم، اونم خیلی خوشش اومده بود، یه مدت همو دیدنی در مورد Forest صحبت می کردیم. یادش بخیر :((( اشکان امسال درسش تموم شد و دیگه از یونی میره، دلم خیلی براش تنگ میشه)

خب دیگه هیستوری بسه :)
بریم سراغ خود آهنگ. Forest Of Shadows  رو که میشناسین. قبلا هم دوتا آهنگ ازشون گذاشته بودم. این آهنگ از آلبوم Departure سال 2004 شونه.  Departure میشه "عزیمت"، یه جورایی همون "مرگ". اون موقع هی می خواستم لیریکش رو حفظ شم ولی نتونستم همشو حفظ کنم :(
لیریک و ترجمه هم مثه همیشه تو ادامه ی مطلب میزارم.


Forest Of Shadows - Departure


دانلود

دانلود
 

Departure
عزیمت



Daylight left with a grand adieus
روشنایی روز با وداعی بزرگ عزیمت کرد
And I felt its twilight kiss
و من بوسه ی آن بر افق را حس کردم
Dancing into my empty stare
در مقابل نگاه های خالی و خیره من در حال رقصیدن است
Clad in a spectrum of dying colors
ملبس به طیفی از رنگ های در حال مرگ
Peering through oblivion
همانند فراموشی
Where memories lay waste and wild
جایی که خاطرات مثل زباله دفن می شوند
Like fragments of a lamentation
همانند قطعات یک عزاداری
Sleeping within a lie
که در یک دروغ به خواب رفته اند

Daylight left with a grand adieus
روشنایی روز با وداعی بزرگ عزیمت کرد
And I gazed into its bleak eyes
و من به چشمان غمگین آن خیره شده ام
As it wept the end of my days
با گریستنش پایان روزهای من نیز فرا رسید
With radiance of bitter loss
با وداعی تلخ
Entering my deep within
به اعماق وجود من داخل شد
Where thorns grow without restraint
جایی که تیغ ها و خار ها بدون محدودیت رشد می کنند
Piercing my blissful sleep
خواب خوش من را خراب کرد
Awakening a tragedy
و یک تراژدی را شروع کرد

Daylight left with a grand adieus
روشنایی روز با وداعی بزرگ عزیمت کرد
And I saw black draperies fall
و من دیدم که پارچه های سیاه شروع کردند به
To the sound of a whispering nocturne
نواختن یک زمزمه ی دل انگیز و رویایی
Played gently with the echoing minors of my past
همان آهنگی که در گذشته ها در ذهن من انعکاس داشت
Growing withing my mind
در ذهن من پرورش یافت
Like an endless crescendo of melancholy
همانند اوج بی پایان یک سودا
Feeding on my last gleams of hope
آخرین امید های من را می پروراند
As night had set forever
چون شب همیشگی شده بود

Daylight left with a grand adieus

روشنایی روز با وداعی بزرگ عزیمت کرد
And I found myself in a sea of death
و من خودم را در دریایی از مرگ یافتم
Floating helplessly towards the end
درمانده به سمت پایان شناور شده ام
Drenched in a withering illusion
خیس توهمی پژمرده
Pulsing through my veins
که در رگ های من جریان دارد
The lasting torments of a funeral song
عذاب های پایانیِ آهنگ عزاداری 
That left me singing the opening theme
که من را برای خواندن تم آغازین ترک می کند
The soundtrack of my fall
موسیقیِ سقوط من

Daylight left with a grand adieus
روشنایی روز با وداعی بزرگ عزیمت کرد
And I asked for its forever hand
و من از او کمک همیشگی اش را خواستم
Stretched out with a euphony of sirens
با صدایی کشیده همچون صدای پریان دریایی
As if knowing the hour was mine
Granting eternal sleep
که اگر دانست زمان من برای خواب ابدی فرا رسیده خبرم کند
With distant songs of a farewell dream
با آهنگ سردی برای وداع
I know there is another somewhere
میدونم که جای دیگری هم هست
And I would die to meet its smile

و من میمیرم تا اونجا رو ببینم


>> | نظر